هایکو بوک
دانلود رمان ~ عاشقانه جذاب جدید ~ بدون سانسور ~ pdf apk
دانلود رمان نیش و نوش از رضوان جوزانی فایل pdf

دانلود رمان نیش و نوش از رضوان جوزانی فایل pdf بدون دستکاری و سانسور

پروین از در خارج شد. بیتا دلمرده و غمگین بالای سر پدر چمباتمه زد و گفت: چه خوش دل است این پروین…. پدر مرده و فکر غذای ماست. مگر می توانم غذا کوفت کنم؟ و دوباره با صدای بلند گریست.
رضا بی تاب و عزادار به خواهر و برادرش خیره شد. بیست و یک سال بیشتر نداشت بیتا هم هجده ساله بود. هر دو با آن سن کم و در اوج جوانی باید مسئولیت خواهر و برادرشان را می پذیرفتند و نقش پدر و مادر را در خانه ایفا می
کردند و ترس از این مسئولیت آن دو را آشفته و نگران کرده بود. رضا مستاصل و پریشان به حیاط رفت و لب ایوان نشست. دلش میخواست کمی می خوابید تا فکرش آرام گیرد . چطور باید خواهران جوانش را از گزند روزگار حفظ میکرد و برادر کوچکش را که پنج سال بیشتر

نداشت به ثمر می رساند و سرپرستی می کرد؟ در دل هر چه فحش و ناسزا بود روانه مادرش کرد چه مادری؟ زنی که پی دل خودش رفت و شوهر بدهکار و ورشکسته و بیمارش را با پنج بچه تنها گذاشت… این هم پدرش که از غم رسوایی همسرش به بستر بیماری افتاد و دق کرد. حالا باید چه می کرد؟ بچه ها را سرپرستی می کرد یا جواب طلبکاران پدرش را می داد؟ آن هم با این وضع ؟ یک هفته بود که هیچ چیز در خانه نداشتند تا بتوانند شکم شان را پر کنند. هر شب پروین خانم با قابلمه ای غذا در خانه غمزده شان را می کوفت و لقمه نانی به دهان خواهران و برادر کوچکش می گذاشت همه به آنها ترحم می کردند.
به خاطر مادرشان و فقر پدرشان و کوچک و زار بودن خواهرها و برادرش
با صدای ضربه هایی که به در زده میشد از جا برخاست و

در را باز کرد. عمو محمد تا چشمش به رضا افتاد با صدای بلند گریست. بچه ها با شنیدن صدای عمو محمد و زن عمو نسترن و یلدا و نیما به حیاط هجوم آوردند و غم بی کسی شان را فریاد زدند زن عمو آرام و صبور یک یک را در آغوش گرفت و آرامشان نمود بیتا در آغوش یلدا زار می زدو عمو محمد ، رضا را در آغوش خود جای داد و هر دو با هم گریستند. عمو به اتاق رفت و سر بر بالش برادر گذاشت و برایش مرثیه خواند احساس بی پناهی و تنهایی از دست دادن برادرش او را میسوزاند. به رضا گله می کرد که چرا زودتر او را خبر نکردند گفت از دو روز پیش به خیال اینکه برادرش بهتر شده سراغی از او نگرفته بود. صدای یالله گفتن آقا خسرو و مش حسین و چند زن و مرد خانه را شلوغ همسایه که به دنبال پروین خانم روان بودند. کرد. سمیرا و علی را به اتاق دیگر برد تا بیش از این شاهد

  • اشتراک گذاری
خلاصه کتاب
از لحظه‌ای که حقیقت تلخ آشکار شد، زندگی خانواده‌ی بیتا از هم پاشید. پدرش که توان تحمل این بار سنگین را نداشت، بیمار شد و خیلی زود چشم از جهان فرو بست، بی‌آنکه چیزی جز بدهی‌های انباشته برای فرزندانش باقی بگذارد. رضا، فرزند ارشد، بی‌آنکه فرصت سوگواری داشته باشد، آستین بالا زد و مسئولیت کارگاه را به دست گرفت. اما بیتا نمی‌توانست فقط نظاره‌گر باشد—او می‌خواست کنار برادرش بایستد، مبارزه کند، و بخشی از بار این زندگی را به دوش بکشد. هرچند، سرنوشت نقشه‌ی دیگری برایشان داشت…
مشخصات کتاب
  • نام کتاب
    نیش و نوش
  • ژانر
    ,خدمتکاری,عاشقانه
  • نویسنده
    رضوان جوزانی
  • ویراستار
    هایکو بوک
  • طراح کاور
    هایکو بوک
  • صفحات
    758
  • منبع تایپ
    هایکو بوک
اگر نویسنده این کتاب هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • پروین
  • برچسب ها:
درباره سایت
هایکو بوک
آمار سایت
  • 21 نوشته
  • 1 برگه
  • 0 کامنت
  • 1 کاربر
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " هایکو بوک " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.