ساحل
به جان خودم که از همه مهم تره این صحنه مثله فیلماست. الان یعنی چی میخواد بگه؟
تو بانمک ترین دختر دنیایی؟ کیوت کی بودی آخه دیوونتم دختر؟ از فکرو خیال اومدم بیرون و سعی کردم مثله آدم جوابشو بدم
ها؟ لبخند جذابی زد و گفت
برات دعا میکنم ان شا di که جواب بده و آدم شی.
چنان جیغی زدم که شیشه ها لرزید.
با حرص خودکارو انداخت روی جزوه ها
مولودی عشق
اوف ساحل اوف چرا اینقدر خنگی
عصبی گفتم
هه جالبه من خنگم یا تو نمیتونی یاد بدی آرسین با حرص دستی به موهاش کشید.
ببین ساحل تو گفتی سوالارو برای امتحان فردا بده گفتم نه ولی بهت یاد میدم. پس بشین عین بچه ی آدم یاد بگیر جمله ی آخرو داد کشید منم مثله خودم داد زدم عقل کل اگه قرار بود یاد بگیرم سرکلاس یاد میگرفتم من سوالا رو میخوام میفهمی؟
بلند تر از من داد زد
من سوالا رو نمیدم بهت حتی اگه خودتو بکشی
با حرص جیغ کشیدم
خیلی بیشعوری نفهم اگه این امتحانو خراب کنم زندت نمیزارم یهو در باز شد و آیسو و سپهر با اخم نگاهمون کردن کسی خونه نبود به جز ما
چهارتا آیسو هم همسن سپهر بود و باهم تو یه دانشگاه درس میخوندن و تقریبا همیشه با هم بودن تفاوت سنی آیسو و آرسین زیاده چون این بین باید یه پسر دیگه هم میبود
یه پسری که دو سه سال بزرگتر از منه ولی متاسفانه توی یک سالگی فوت کرد.
آیسو با اخم گفت چتونه شما خونه رو گذاشتین رو سرتون آرسین با حرص بلند شد و خودشو پرت کرد