ببین امشب کی این جاست قاصدک
ابرو درهم میکشم و با آهسته شدن قدمهای شهلا من هم آرام تر قدم برمیدارم
کی این جاست؟
زبانش را روی لب رژ خورده اش می کشد.
طاها مجد پسر سیاستمدار معروف کشور واووو فکرش رو نمیکردم تو این مهمونی ببینمش
شانه ای بالا می اندازم و نگاهم را به مردی خوش پوش می دهم که دختری از بازویش گرفته و سعی می کند نگاهش را بدزدد
اما چندان موفق نیست
مردی که ابروهای پهن بلندی دارد
ته ریش مرتب و موهایی مشکی که کوتاه و روبه بالا ژل
چشمانی که اما ترسی از برملا شدن خیره نگاه کردن شان ندارند
با جذبه و استوار ایستادنش چهره ای که خنثی ست و اعتماد به نفسش که از او مردی پرغرور ساخته و جلوه می دهد
یک تای ابرویم را بالا میدهم و نگاهم را به شهلایی میدهم که با شوق شروع به صحبت میکند
وای باورم نمیشه که امشب مجد کوچک تو این مهمانی حضور داشته باشن افتخار بزرگی نصیب مون کردین آقای طاها مجد سلام
شهلا دستش را برای دست دادن به طاها دراز میکند که همان دختر چسبیده به مجد فورا با لبخندی مضحک که به روی لبانش نشانده دستش را دراز کرده و با شهلا دست میدهد
منم آتوسا هستم نامزد طاها
جا خوردنم به سرعت در چهره ام تاثیر می گذارد
هر دو ابرویم از فرط تعجب بالا میپرند