هایکو بوک
دانلود رمان ~ عاشقانه جذاب جدید ~ بدون سانسور ~ pdf apk
دانلود رمان جواهر جادویی اثر ناشناس بدون سانسور

دانلود رمان جواهر جادویی اثر ناشناس بدون سانسور رایگان pdf بدون سانسور

از سر جام بلند شدم و به غر غر های مادرم توجه
نکردم
به سمت سرویس بهداشتی رفتم و بعد از شستن دست
و صورتم به جلوی آینه رفتم و خودم و نگاه کردم.
توی فامیل همه میگن مادرم توی جوانی زیبا بود و
زیبایی من به مادرم رفته بود و
بیشترین چیزی که توی صورتم خودنمایی میکرد
چشمای خیلی درشت و آبیم بود… لبخندی توی آینه به
خودم زدم و از سرویس بهداشتی بیرون رفتم.
بعد از پوشیدن لباس از اتاقم بیرون رفتم
مامانم با دیدن من چشماش برق زد و گفت : ماشال
ماشال خیلی خوشگل شدی بعد که اومدی حتما باید یه
اسپند برات دود کنم.لبخندی زدم و گفتم: منو بابا میبره؟
مامان : آره بیا صبحونه بخور الن میاد.
پشت میز نشستم و چشمم و دور خونه گردوندم ولی
خبری از الینا نبود.
من : مامان الینا کجاست؟
مامان : خوابه
الینا خواهرم بود و تازه سه سالش تموم شده و الن
توی چهار ساله.
من که شخصا دلم برای اون لپای نرم و سرخش
ضعف میره..

  • اشتراک گذاری
خلاصه کتاب
دختر معصومی در دل شب وارد جنگلی عظیم می‌شود و با خون‌آشام اصیل و پرجاذبه‌ای که فرمانروای آن جنگل است روبه‌رو می‌شود؛ سپس ملکه آنجا می‌شود و هر روز...
مشخصات کتاب
  • نام کتاب
    جواهر جادویی
  • ژانر
    ,عاشقانه,بزرگسال,تخیلی
  • نویسنده
    ناشناس
  • ویراستار
    هایکو بوک
  • طراح کاور
    هایکو بوک
  • صفحات
    925
  • منبع تایپ
    هایکو بوک
اگر نویسنده این کتاب هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • پروین
  • برچسب ها:
درباره سایت
هایکو بوک
آمار سایت
  • 101 نوشته
  • 1 برگه
  • 0 کامنت
  • 1 کاربر
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " هایکو بوک " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.